محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
2156
تاريخ الطبرى ( فارسي )
شريك بن اعور حارثى را بر استخر گماشت ، شريك مسجد استخر را بنيان كرد . آنگاه يكى از بنى تميم كه بگفتهء ما احنف بود و بقولى اوس بن جابر جشمى تميمى بود پيش وى رفت و گفت : « دشمن از تو گريزان است و بيمناك و ولايت فراخ ، پيش برو كه خدا يار تو است و دين خويش را نيرو مىدهد . » پس ابن عامر لوازم آماده كرد و بگفت تا مردم لوازم حركت آماده كنند و زياد را بر بصره گماشت و سوى كرمان رفت و از آنجا سوى خراسان رفت و بقولى راه اصفهان گرفت و از آنجا سوى خراسان رفت . مفضل كرمانى بنقل از پدرش گويد : پيران كرمان مىگفتند كه ابن عامر در سيرجان اردو زد آنگاه سوى خراسان رفت و مجاشع بن مسعود سلمى را عامل كرمان كرد . ابن عامر راه بيابان را برگرفت كه هشتاد فرسخ بود آنگاه سوى دو طبس رفت و آهنگ ابر شهر داشت كه شهر نيشابور بود . مقدمهء وى با احنف بن قيس بود . از راه قهستان سوى ابر شهر رفت هيطاليان كه مردم هرات بودند به مقابلهء وى آمدند كه احنف با آنها جنگ كرد و هزيمتشان كرد ، آنگاه ابن عامر به نيشابور آمد . شعبى گويد : ابن عامر راه بيابان خبيص گرفت و از خواست و به قولى از يزد و سپس از قهستان گذشت و احنف را پيش فرستاد ، هيطاليان به مقابلهء وى آمدند كه با آنها جنگيد و هزيمتشان كرد آنگاه سوى ابر شهر رفت و آنجا فرود آمد . گويد : و چنان بود كه سعيد بن عاص با سپاه كوفه به گرگان آمده بود و آهنگ خراسان داشت و چون شنيد كه ابن عامر در ابر شهر فرود آمده سوى كوفه باز گشت . على بن مجاهد گويد : ابن عامر بر ابر شهر فرود آمد و نيم آن را به جنگ گرفت ، نيم ديگر بدست كنارى بود با يك نيم نسا و طوس ، ابن عامر نتوانست سوى مرو گذر كند و با كنارى صلح كرد كه پسر خود ابو صلت بن كنارى و پسر برادرش سليم را به گروكان داد . آنگاه عبد الله بن خازم را سوى هرات فرستاد و حاتم بن نعمان را روانه مرو كرد .